درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ برای استفاده اولیا و دانش اموزان غنچه های زیباست
ازمون ها تمرینات ادینه و تکالیف فرزندان خود را دراین وبلاگ ببنید
شما میتوانید تکالیف و ازمون های مختلف را در وبلاگ غنچه های زیبامشاهده نمیایید
مینوعظیمی معلم کلاس اول ابتدایی
مدیر وبلاگ : مینو عظیمی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ راچگونه ارزیابی کردید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
غنچه های زیبا
یکشنبه 17 اسفند 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

حلزونی بود که خیلی دلش می خواست مثل همه ی پرندگان پرواز کند.

 

اوشب هاهمیشه خواب پرواز می دید.

 

گاهی دوراز چشم دیگران بازحمت خودرابه بالای یک بلندی می رساند وپایین می پرید.

 

اماهربامحکم به زمین می خورد.

 

این بود که تصمیم گرفت پیش دوستش کبوتر دم حنایی برود واز اوکمک بخواهد.

 

کبوتر وقتی حرف های اوراشنید گفت:

 

چه آرزوی عجیبی ...

 

بدن تو برای پرواز کردن مناسب نیست تو بال نداری

 

بدنت نرم است و........

 

تو می توانی از بوته ها وگل های نازک بالابروی ولی خیلی هانمی توانند.

 

حلزون پس از شنیدن صحبت های دوستش از اوتشکر کرد وخوش حال وخندان به لانه اش بر گشت





نوع مطلب : داستان روزانه، 
برچسب ها : داستان روزانه - نشانه ی ح،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic