تبلیغات
غنچه های زیبا - مطالب روانشناسی کودکان
درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ برای استفاده اولیا و دانش اموزان غنچه های زیباست
ازمون ها تمرینات ادینه و تکالیف فرزندان خود را دراین وبلاگ ببنید
شما میتوانید تکالیف و ازمون های مختلف را در وبلاگ غنچه های زیبامشاهده نمیایید
مینوعظیمی معلم کلاس اول ابتدایی
مدیر وبلاگ : مینو عظیمی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ راچگونه ارزیابی کردید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
غنچه های زیبا
پنجشنبه 9 مهر 1394 :: نویسنده : مینو عظیمی       

چه چیزهایی سبب نگرانی بچه‌ها از رفتن به مدرسه می‌شود؟



 

گاهی ترس کودکان از مدرسه ربطی به خود مدرسه ندارد.

 

همه ی ما این انتظار را داریم که کودکان مان با رسیدن نخستین روز مدرسه هیجان زده و کمی مضطرب باشند. اولین گام برای غلبه بر ترس ها آگاهی یافتن از آن هاست.
 

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید.

 

 

 

 


ده موردی که سبب اضطراب کودکان هنگام ورود به مدرسه می شود، اشاره می کنیم:

 

موقعیت جدید:

 چه قرار باشد که فرزندتان وارد پایه جدیدی شود و چه پا به مدرسه ی جدیدی بگذارد، طبیعی است که از روبه رو شدن با این موقعیت جدید احساس نگرانی کند. با او درباره ی این که نخستین روز مدرسه اش چگونه خواهد بود صحبت کنید. به باور یک روان شناس، "وقتی کودکان می فهمند که چه موقعیتی در انتظارشان است کمتر دچار نگرانی می شوند". به کودک خود خاطرنشان کنید که همه ی بچه ها روز اول مدرسه کمی مضطرب اند و به او زمان بدهید تا خودشان را با موقعیت جدید سازگار کند. به او این وعده را بدهید که به زودی همه چیز عادی می شود و احساس راحتی می کند. اگر برای تان ممکن است برنامه های خود را طوری تنظیم کنید که در چند روز اول بیشتر در کنار فرزند خود باشید، به ویژه درست پس از برگشتنش از مدرسه.

 

 


ترس از تجربه:

 بسیاری از کودکان از این که موقعیت های جدید را تجربه کنند می ترسند. آن ها پیشاپیش دچار نگرانی می شوند و وقتی زمان تجربه ی موقعیت فرا می رسد نمی توانند درست عمل کنند. یک راه یاری رساندن به چنین کودکی آن است که در هنگام درس خواندن به او کمک کنید تا احساس آمادگی کند. به او گوشزد کنید که اطلاعاتش خوب است و شما مطمئن هستید که به خوبی از پس کارش بر می آید.

 

 

 

تنش:

 

بعضی بچه ها وقتی که حس می کنند که محیط مدرسه شان نابسامان است یا در کلاس درس شان شرایطی غیرمنصفانه حاکم است، دچار اضطراب می شوند. کارشناسان بر این باورند که اگر والدین در موقعیت های پرتنش به یاری فرزندان شان بشتابند تا با هم راه چاره ای پیدا کنند، به این روش به آن ها می آموزند که چگونه در چنین مواقعی با مشکل خود برخوردی سازنده داشته باشند.

 

 

 

ترس از جمع:

کودکان از جا کردن خود در جمع، دوست پیدا کردن، قضاوت دیگران، مسخره شدن و طرد شدن نگران اند. فرزند خود را تشویق کنید که به جای کنار کشیدن خود از جمع، وارد آن شود و برایش از راه های مختلف دوست یابی صحبت کنید. بر اساس نظر انجمن ملی روان شناسان مدرسه (NASP) اگر به کودکان خود مهارت های اجتماعی، روش های حل مسئله، و رفع درگیری را بیاموزیم، سلامت روانی آن ها را تقویت کرده ایم.

 

 

 

شکست:

 

 ممکن است نگرانی فرزندتان از این باشد که تکالیفش در مدرسه بیش از حد سخت باشد به طوری که از پس انجام آن برنیاید، یا سؤالی پرسیده شود که جواب درست آن را نداند. این آگاهی را به کودک خود بدهید که هر کسی ممکن است اشتباه کند و همزمان تلاش او را تحسین کنید.

 

شرکت در گروه:

اگر فرزندتان دوست دارد که عضو گروه سرود باشد، در تئاتر مدرسه نقشی بگیرد یا در تیم ورزشی مدرسه بازی کند، به هر حال، اهمیت دارد که به او بگویید قرار نیست که همه همیشه موفق باشند. اگر در یک مورد موفق نشد همیشه فرصت های دیگری هم در انتظار اوست و می تواند در فعالیت دیگری شرکت کند. در تمرین هایش کنارش باشید: همراهش دیالوگ های تئاتر یا اشعار سرودش را تمرین کنید و یاری اش کنید تا بتواند در فعالیتی که انتخاب کرده مهارت بیابد.

 


نمره:

 

بعضی از بچه ها از این نگران اند که مبادا بهترین نمره را در ریاضی نگیرند، شاگرد اول نشوند یا معدل شان از حد معینی کمتر شود. به فرزند خود یادآوری کنید که از آن ها توقع ندارید که بهترین باشند.

 

 


شرکت در گروه:

اگر فرزندتان دوست دارد که عضو گروه سرود باشد، در تئاتر مدرسه نقشی بگیرد یا در تیم ورزشی مدرسه بازی کند، به هر حال، اهمیت دارد که به او بگویید قرار نیست که همه همیشه موفق باشند. اگر در یک مورد موفق نشد همیشه فرصت های دیگری هم در انتظار اوست و می تواند در فعالیت دیگری شرکت کند. در تمرین هایش کنارش باشید: همراهش دیالوگ های تئاتر یا اشعار سرودش را تمرین کنید و یاری اش کنید تا بتواند در فعالیتی که انتخاب کرده مهارت بیابد.

 

 


فشار همسالان:

 

بچه ها دوست دارند که خود را در جمع جا کنند، و ممکن است انتظاراتی که همکلاسی هایشان از آن ها دارند باعث نگرانی آن ها شود. آن ها را تشویق کنید که درباره ی نگرانی های شان برای تان صحبت کنند. گاهی بازگو کردن ترس ها برای شان سودمند است. به حرف های آن ها گوش بدهید اما در برابر این وسوسه که بخواهید به طور مستقیم مسئله ی فرزندتان را حل کنید مقاومت کنید– به جای این کار، به همراه او به موضوع پیش آمده فکر کنید و با هم به دنبال راه حل بگردید. به کمک کودکان حل مسئله کنید و نه به جای آن ها. کودکان با ایفای نقشی فعال در حل مسائل، می آموزند که چگونه خودشان به طور مستقل به حل مسائل خود بپردازند.

 

 

 

اوضاع خانه:

 

به باور کارشناسان، گاهی ترس کودکان از مدرسه ربطی به خود مدرسه ندارد. ممکن است بچه ها احساس کنند که در نبود آن ها، یکی از والدینشان در خانه به دلیل افسردگی یا تنش، به آن ها نیاز دارد. اگر چنین باشد راه حل این مشکل در پرداختن به مشکلات خانواده است.

 

 

 

ترس از قلدرها:

 

 بچه های ما از این که بچه های دیگر به گونه ای آن ها را آزار بدهند نگران اند و این احساس می تواند برایشان بسیار عذاب آور باشد. نگرانی آن ها را جدی بگیرید. به آن ها توضیح بدهید که قلدرهای مدرسه وقتی می بینند که بچه های دیگر از آن ها می ترسند بیشتر احساس قدرت می کنند. با آن ها صحبت کنید که چه طور می شود بدون نشان دادن واکنشی که دلخواه فرد زورگوست، اوضاع را بهتر کرد. به فرزند خود یاد بدهید که چگونه تحریک های تمسخرآمیز فرد زورگو را نادیده بگیرد، راه خود را برود و در صورت نیاز از یک بزرگ تر کمک بخواهد.

 

 


اوضاع خانه:

 

به باور کارشناسان، گاهی ترس کودکان از مدرسه ربطی به خود مدرسه ندارد. ممکن است بچه ها احساس کنند که در نبود آن ها، یکی از والدینشان در خانه به دلیل افسردگی یا تنش، به آن ها نیاز دارد. اگر چنین باشد راه حل این مشکل در پرداختن به مشکلات خانواده است.

 

اولین گام برای غلبه بر ترس از مدرسه،آگاهی یافتن از علت آن است

 

چه مهارت ها یی بیاموزیم؟

 

 


ـ فرزندتان باید مهارت های جسمانی را بیاموزد تا بتواند زمانی که پدر و مادر در کنارش نیستند از پس کارهای شخصی خویش برآید. برای مثال به فرزندتان یاد بدهید، ​ از عهده بستن بند کفش ها، دکمه لباسش و... برآید، تا مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار نگیرد.

 



ـ فرزندتان باید مهارت های ذهنی را هم یاد بگیرد. برای نمونه، فرزند دلبندتان باید نام و نام خانوادگی، نشانی منزل و شماره تلفن را بلد باشد. همچنین باید بتواند راجع به حوادثی که در محیط مدرسه برایش اتفاق می افتد واضح و روان صحبت کند.

 


ـ فرزندتان باید مهارت های اجتماعی را نیز بیاموزد، زیرا مدرسه یک محیط اجتماعی است. ​ مهارت هایی شامل این موارد:

الف) فرزندتان باید شناخت دقیقی از توانایی ها، افکار، احساسات، عقاید و هیجانات خود داشته باشد.

ب) شما باید به فرزندتان خطرات موجود در محیط زندگی را بگویید و همچنین راه های پیشگیری از این خطرات را به او بیاموزید. مثلا با افراد غریبه همصحبت نشود، از آنها چیزی نگیرد یا ویژگی های یک دوست خوب را بداند یا اگر گم شد، پیش پلیس برود و... .

ج) فرزندتان باید بتواند علاوه بر ارتباط برقرار کردن با شما و معلمش با همکلاسی هایش نیز ارتباط برقرار کند.

اگر ترس کودک در طول سال تحصیلی ادامه یابد، باید حتماً موضوع را به اطلاع معلم او رساند. در بسیاری از مدارس یک مشاور، مددکار اجتماعی، یا روان شناس مدرسه حاضر است تا با کودکان صحبت کند و آن ها را در غلبه بر ترس هایشان یاری رساند. همچنین گاهی گروه های مشاوره ای در مدارس فعال اند که به نیازهای کودکان رسیدگی می کنند.





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 فروردین 1394 :: نویسنده : مینو عظیمی       

شخصیت شناسی از روی نقاشی بچه ها

 

 

 



کودک در نقاشی‌های ابتدایی خود که اغلب به‌صورت خط‌نگاری عرضه می‌شوند، با حرکات خود‌به‌خودی و غیرقابل پیش‌بینی دست و بازو، جوشش و طغیان حیاتی و تحریکات طبیعی‌اش را بیان می‌کند. با افزایش سن، کودک شروع به کشیدن اشکال می‌کند تا عواطف و نوع دید شخصی خود را نسبت به اشخاص و اشیا دوروبرش نشان دهد. سرانجام نقاشی‌های کودکان در 9-8 سالگی در اثر استحکام افکار منطقی و تحت قواعد و انتظامات مدرسه و قوانین اجتماعی خانوادگی و وسایل ارتباط جمعی، حالتی بیش از پیش معمولی و همگانی به خود می‌گیرد و کمتر تحت تاثیر احساسات خود به خودی قرار دارد.

 

 

 

 

تنه درخت نشانه جاه‌طلبی و بلندپروازی کودک است و چون این تنه کاملا به خود شاخه‌ها متصل است، از رشد خوب و طبیعی کودک حکایت می‌کند. کشیدن شاخ و برگ‌های درخت به‌گونه‌ای که به سمت چپ متمایل شده‌اند نیاز کودک به همسازی با یک نیاز والدینی را نشان می‌دهد. یعنی کودک دوست دارد شبیه مادر یا پدر باشد و مثل آنها عمل کند. درخت سمت راست شاخ و برگ دایره‌ای شکلی دارد که نشانه دل‌مشغولی کودک نسبت به تصویر شخصی خودش است. در واقع کودک به ‌این وسیله می‌خواهد دغدغه‌های شخصی‌اش را برجسته کند. وجود بیش از یک درخت در نقاشی حاکی از خود (نماینده عقل)  و نهاد (نماینده احساس) کودکان است یعنی کودک می‌خواهد احساسات و تفکرات عقلانی‌اش را در کنار هم به تصویر بکشد. زمین در این نقاشی متشکل از یک خط است و نشانه تعیین هدف و نظم است و چون رو به بالا تصویر شده حاکی از بلندپروازی کودک است.

 

 

 

 

 

خانه در نقاشی‌های کودکان نماد پناهگاه، هسته اصلی و گرمی خانوادگی است بنابراین بچه‌ها با به تصویر کشیدن خانه‌های مختلف با جزئیات متنوع،  علاقه یا تنفر خود را نسبت به محیط خانوادگی ابراز می‌کنند. خانه نماینده بخشی از خود کوک هم هست که نه فقط با گذشته که با آینده او نیز ارتباط دارد. البته معانی گسترده خانه در نقاشی کودکان به این موارد محدود نمی‌شود چرا که دخترها و پسرها با ترسیم این شکل، نگرش آزمودنی خود در ارتباط با مادرشان را نیز به نمایش می‌گذارند. همانطور که می‌بینید هیچ پنجره‌ای در این خانه وجود ندارد و این می‌تواند به گوشه‌گیری کودک یا تمایل او برای انزوا اشاره داشته باشد. در شماره‌های قبل شما را با اهمیت وجود دودکش بر بام خانه‌هایی که بچه‌ها روی کاغذ کشیده‌اند، آشنا کردیم. چرا که دودکش معرف گرمای شخصی و درجه احساس قدرت کودک است.

 

 

شخصیت شناسی,نقاشی کودک,نقاشی‌های کودکان


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


به‌طورکلی بام خانه نماد زندگی تخیلی یا بعد ذهنی عملی کودک است. در ورودی شیوه ارتباط کودک با محیط اطرافش را نشان می‌دهد و به‌منزله نماد ارتباطی و برداشت آزمودنی او از مسیر فردی و خانوادگی است. البته  پله‌ها نیز از تعامل اجتماعی کودک حکایت می‌کنند؛ انگار که این دختر با کشیدن پله‌ها قصد دارد به ما بفهماند که « به فضای شخصی من خوش آمدید.»

به آدمک‌هایی که کودک در سمت چپ کشیده دقت کنید. سر این آدمک‌ها به ویژه آدمکی که پوشش بنفش دارد، بزرگتر از حد معمول است و هیچ کدام از آدمک‌ها پا ندارند. این ویژگی‌ها در کنار فقدان پنجره‌ها که در بالا به آن اشاره شد، ممکن است حاکی از این باشد که کودک مورد بدرفتاری قرار گرفته است.

چشمان بزرگ آدمک نماد برون‌گرایی و کنجکاوی است و سر نشانه قدرت تفکر و جاه‌طلبی این دختر.

 

 

 





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 اسفند 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

بچه‌هایی که بچگی نمی‌کنند!

 

 

 



 

یادش بخیر بازی‌های بچگی؛ بازی‌هایی پر از جنب و جوش و هیاهو، بازی‌هایی كه فقط لازم بود تندتر بدوی تا برنده شوی یا این‌كه باید حواست را بیشتر جمع می‌كردی تا بقیه را از دور بازی‌ها بیرون كنی، یادش بخیر.....

 

 



نام چند بازی دوران کودکی خود را به خاطر دارید؟ یکی، دو تا، سه تا یا آنقدر بچه شیطانی بوده‌اید که شمار آن از دستتان در رفته است؟تقریبا می‌توان گفت که جواب کودکان دهه‌های 50 و 60، هفت سنگ، چوب و چرخ، دسش ده، شاه-دزد-وزیر، اسم فامیل، لی لی و …. است.

 

 

 

 



همینطور که این نسل به دهه‌های 60 و 70 می‌رسید بازی‌های جدید و خلاقانه تری به آنها اضافه شد، این دو نسل دوران مزاحمت‌های تلفنی کودکانه و آزار مردم به طرق مختلف از جمله زدن زنگ خانه‌ها راس ساعت 2 و 3 بعداز ظهر، ترقه بازی‌های وقت و بی وقت و البته بازی‌های کم خطری مانند آب پاشی، استپ هوایی، بالا بلندی، گرگی رنگی و هزاران بازی من‌درآوردی دیگر بود!

 



تا پایان این دو دهه، همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت و بچه‌ها واقعا سرخوش بودند و نصف بیشتر عمر خود را در کوچه و خیابان، مشغول بازی و شیطنت سپری می‌کردند.

 

 

 



اما با آغاز دهه 80 و یکه تازی کامپیوتر، بازی‌ها رنگ مدرن تری به خود گرفت؛ کم کم توپ‌های پلاستیکی راه راه و لیگ‌های فوتبال محله‌ای و گرگم به هواها جای خود را به آتاری، سگا و میکرو داد.اکنون دیگر دهه 90 شده، دیگر کمتر می‌توان کودکان را در کوچه و خیابان مشغول بازی و سر و صدا دید، حالا دیگر قوانین مجتمع‌های مسکونی بازی‌های سر ظهر، شب و نصف شب و کلا همه را ممنوع کرده، اگر هم کمی سر و صدا در کوچه‌ها شنیده شود، والدین برای همدیگر شاخ و شانه می‌کشند و یکدیگر را متهم به عدم تربیت صحیح فرزند می‌کنند!

 



حالا دیگر هر جای شهر قدم بگذاری محال است که گیم نت‌ها را مملو از کوکان زیر 10 سال و بعضا بالای 20 سال نبینی!

تنوع بازی‌های رایانه‌ای را هم که نگو و نپرس! گویی دیگر بچه‌ها “بچگی”‌ نمی‌کنند .

 

 


 


روانشناسان علت این امر را غفلت و سهل انگاری والدین در درک روحیات و نیازهای دوران کودکی و البته مدرن شدن هرچه بیشتر زندگی‌ها می‌دانند. انجام بازی‌های خارج از منزل برای شکوفایی حس آزادی، کنجکاوی، خطر پذیری و آزمون و خطای کودکان یک الزام محسوب می‌شود. کودکان به فرصتی نیاز دارند تا ناشناخته‌ها، غیر مترقبه‌ها و حوادث ماجراجویی و در حقیقت “کودکی”‌ خود را کشف کنند.

 

 

 

 

 


بازی‌های قدیمی راهی برای تقویت مهارت‌های زندگی


همان‌طور كه همه می‌دانیم، بازی‌های ساده قدیمی خیلی بیشتر از بازی‌های خشن كامپیوتری كه این روزها طرفداران زیادی هم پیدا كرده، در بهبود عملكرد بچه‌ها و آموزش مهارت‌های زندگی به آنها نقش داشته است. البته همان‌طور كه بارها گفته شده، بازی‌های كامپیوتری هم در صورتی كه بدرستی انتخاب شود و برای مدت زمان معینی نیز كودك را مشغول كند، فوایدی دارد ولی این مساله به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن اهمیت بازی‌های سنتی و پر جنب و جوش قدیمی نیست.

 


روان شناسان کودکان را تشویق به گِل بازی و بازی کردن با چمن، سنگ و شن می‌کند که معمولا از نظر مادران ایرانی تفریح پر میکروبی شناخته می‌شود اما از نظر آنان این نوع بازی ها، تفریحات سازنده محسوب می‌شود.

 

 

 

 



بازی‌های خارج از منزل و هم‌بازی شدن با سایر کودکان در کوچه و انجام بازی‌هایی نظیر خاله بازی، پیش بینی وضع هوا(البته به طور نه چندان علمی!) و درختکاری همواره تاکید شده، چرا که کودک می‌آموزد در شرایط و هنگام رویارویی با افراد مختلف خارج از منزل چگونه واکنش نشان دهد و همین امر روابط اجتماعی او را به گونه‌ای صحیح شکل می‌دهد.

 


هرچند بازی‌های خارج از منزل می‌توانند کودک را دچار ویروس و میکروب کنند اما پیامدهای سلامتی این بازی‌ها نظیر جنب و جوش و تنفس هوای آزاد و احساس سبک بالی کودکانه بسیار بیشتر از مضرات آن خواهد بود.تحقیقات نشان داده کودکانی که بیشتر وقت خود را در خارج از منزل سپری می‌کنند احتمال بسیاری دارد که در بزرگسالی به پیاده روی، باغبانی، دوچرخه سواری و کوهنوردی روی بیاورند که عدم انجام همگی این موارد ذکر شده نیز به بحران سلامت این سال‌ها تبدیل شده است.

 

 

 

 

 

روان شناسان چند دلیل را بر ضرورت انجام بازی‌های خارج از منزل برای کودکان ذکر می‌کند، از جمله این که:

 

- جست وخیز باعث تقویت سیستم قلبی عروقی، کاهش خطر بیماری‌های قلبی و کنترل فشار خون و کلسترول بدن کودکان می‌شود.

- داشتن فعالیت مکرر باعث حفظ و نگه داری مناسب حجم استخوان کودکان می‌شود.

- برای کودکانی که بیشتر وقت بازی خود را خارج از منزل سپری می‌کنند احتمال اندکی برای ابتلا به نزدیک بینی وجود دارد.

- بازی و دنبال هم گذاشتن کودکان باعث تقویت و حفظ بافت عضلانی بچه‌ها می‌شود.

 

 

 

 

 


- بازی‌هایی که با فعالیت زیاد همراه باشد باعث می‌شود تا کودک گلوکز را به عنوان منبع انرژی مصرف کند و در نتیجه توانایی بدن در مصرف انسولین بهبود پیدا می‌کند و بالطبع آن خطر ابتلا به دیابت نیز کاهش پیدا می‌کند.

 


- بدو بدوهای معمول بازی‌های کودکانه، مواد شیمیایی مغز را تحریک کرده و ثابت شده که علائم افسردگی و اضطراب را کاهش داده و اعتماد به نفس و عزت کودکان را افزایش می‌دهد.

 

 

 

 


از سوی دیگر روان شناسان پر مشغله بودن والدین و عدم اطمینان از امنیت محیط خارج از منزل، ورود تلویزیون، کامپیوتر و بازی‌های ویدیویی به محیط رشد کودکان را دلیل محروم گذاشتن بچه‌ها از بازی بیرون منزل می‌دانند.

 


آنان محیط خارج از منزل را بهترین مکان برای یادگیری و کسب تجربه معرفی کرده که کودک با ورود به آن، تمام حس‌های خود را برای درک این محیط به کار می‌گیرد.

 

 

 

 



بچه‌هایی كه در فضای باز بازی می‌كنند، معمولاً ماجراجو و كنجكاو هستند و انگیزه بیشتری از سایر بچه‌ها دارند. در ضمن، آنها بهتر از بقیه متوجه خطرات می‌شوند و بهتر هم می‌توانند با خطرات مقابله كنند.

 



وقتی کودک پای خود را بیرون از منزل می‌گذارد، حس خود مختاری، تصمیم گیری مستقل و شناخت محیط را از دیدگاه خود می‌آموزد. جست خیز و شیطنت، جیغ و فریاد همگی نیازهای یک کودک است که معمولا در خانه مورد سرکوب قرار می‌گیرند ولی می‌توان با بیرون بردن بچه‌ها اجازه تخلیه انرژی را به آن ها داد و به تجربیات حسی، دیداری و شنیداری‌شان توجه کرد.

 

 

 



نکته آخر اینکه زوج‌های عزیز، زمانی نام پدر و مادر برازنده شماست که به خوبی نقش والدین را نه فقط با تدارک خوراکی‌های رنگارنگ و آخرین برند کامپیوتر، بلکه با درک خصوصیات و نیازهای سنی کودکتان و مهیا کردن زمینه‌های “بچگی کردن”‌ صحیح کودکان ایفا کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 






نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان - بچگی کردن،
لینک های مرتبط :
شنبه 2 اسفند 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

اینترنت( وتبلت)

 

 



 

قرار گرفتن در فضای اینترنت و کشف مسائلی که ذهن کودک را به هم می ریزد و منشاء سوالات ریز و درشت می شود هم معمولا بلوغ زودرس را در پی دارد. سنین کودکی همیشه با شور و نشاط و پر تحرکی عجین بوده در حالی که امروز حتی شهربازی های مدرن و بزرگمان هم اغلب 3 یا 4 تا وسیله حرکتی دارند و بقیه شان بازی های کامپیوتری است

 

 

 

 



پذیرفتن این نکته که در زندگی امروزی، تکنولوژی فرد سوم هر رابطه ای است باعث می شود به دنبال راهکارهایی برای مواجه شدن با این موضوع و مدیریتش باشیم. این که گاهی تلویزیون و گاهی تلفن همراه و تبلت نفرسوم ارتباط ما با فرزندمان می شود نشان دهنده این است که مسلما باید منتظر شکایت‌ها و درخواست های غیر معقولانه کودک یا نوجوانمان باشیم.

 

 

 

 



 والدین باید بتوانند با بیان درست و کشیدن فرزند به پای میز مذاکره با خواسته هایش روبه رو شوند. متاسفانه این روزها اشتباه ترین روش به رایج ترین روش تبدیل شده است. اگر فرزند شما هم با این بهانه که تمام همسالان من در مدرسه یا کلاس زبان تبلت و تلفن همراه دارند از شما این ابزارها را طلب می‌کند و به عبارتی با تکرار خواسته اش کلافه تان می کند بهتر است حتما فرصتی را برای حرف زدن با او کنار بگذارید.

 

 

 


خیلی از پدر و مادرها تصور می کنند چون فرزندشان بچه است پس نمی شود او را با صحبت کردن قانع کرد در حالی که اولین کار در گروی مطالبات این چنینی کودکان، صحبت کردن و توضیح قوانین خانه است. سعی کنید با آرامش و منطق به فرزندتان توضیح دهید که هر خانه ای قانون مخصوص خود را دارد و این که دوستش در مدرسه تبلت دارد پس او هم باید داشته باشد دلیل محکمی برای خواسته اش نیست.

 

 

 


حتما برای این موضوع با همسرتان قانونی وضع کنید و آن را به فرزندتان توضیح بدهید که مثلا تا این سن و یا تا این شرایط نمی تواند صاحب تلفن همراه یا تبلت باشد. بسیاری از پدر و مادرهایی که با چندبار اصرار فرزندشان این ابزارها را برای آن ها فراهم می کنند توجیه شان این است که "اگر این کار را نمی کردیم بچه عقده ای می شد." سوال من این است دقیقا منظورتان از عقده چیست؟ اگر از بین رفتن اعتماد به نفس و سرخوردگی منظور است باید بگویم" کودکی که با داشتن یا نداشتن یک وسیله الکترونیکی اعتماد به نفسش از بین برود حتما نقصی در روش تربیتی اش وجود دارد."

 

 

 

 


شما باید تلاش کنید فرزندتان اعتماد به نفس و ارزش های فردی را در چیزهای دیگری ببیند نه این که از همین ابتدای راه، با چشم و هم چشمی و به رخ کشیدن وسایلش اعتماد به نفس پیدا کند. پذیرفتن فوری و تهیه موبایل و تبلت در سنین پایین برای فرزند نه تنها باعث می شود که دیگر نتوانید به او نه بگویید بلکه پایه راه افتادن همین چشم و هم‌چشمی ها خواهد شد.

 

 

 

 


بعضی از والدین با قهر و خشونت کودک مواجه می شوند و تصور می کنند دیگر کاری از دست شان ساخته نیست مگر این که به خواسته اش پاسخ بدهند وگرنه این ماجرای قهر و خشونت و به اصطلاح عقده اش ادامه می یابد. اما باید گفت با این کار کودک تان یاد می گیرد بعد از این برای هر مطالبه‌ای یک نمود بیرونی پیدا کند و دلیلش این باشد "چون فلانی این کار را کرد من هم می خواهم" و اگر نتیجه نگرفت راه دیگرش این باشد که گریه و زاری راه بیندازد و قهر کند.

 

 

 



آسیب های فراوان تکنولوژی برای کودک

 

 


این روزها فیلم ها و بازی های کامپیوتری پر شده اند از اقدام و عمل. در حالی که کار روان‌شناس ها مدت هاست آموزش حرف زدن درباره مسئله است. ما در تلاشیم بگوییم برای هر اتفاق بیرونی باید نشست و صحبت کرد و به یک تصمیم گیری رسید در حالی که در این فیلم ها و بازی ها تا یک نفر باعث خشم دیگری می شود با شمشیر و مشت و لگد روبه رو می شود.

 

 

 



 کودک مدام در مواجهه با اقدام عملی است. حالا این کودک اگر در مدرسه هم با دوستش دعوایش شود اولین راهکار ذهنی اش درگیری و مشت است. از طرفی زمانی که می تواند صرف یادگیری های مختلف بشود مدام پای تبلت و چت و بازی می گذرد. افزایش وزنی که در اثر یک جا نشستن کودک رخ می دهد هم غیر قابل انکار است. ضعف بدنی هم یکی دیگر از عواقب این سرگرمی ها و تکنولوژی های زودتر از موعد برای کودکان است.

 

 

 



قرار گرفتن در فضای اینترنت و کشف مسائلی که ذهن کودک را به هم می ریزد و منشاء سوالات ریز و درشت می شود هم معمولا بلوغ زودرس را در پی دارد. سنین کودکی همیشه با شور و نشاط و پر تحرکی عجین بوده در حالی که امروز حتی شهربازی های مدرن و بزرگمان هم اغلب 3 یا 4 تا وسیله حرکتی دارند و بقیه شان بازی های کامپیوتری است. کودکی که حتی در شهربازی هم باید پای یک سیستم بنشیند و با تکان دادن دو "دسته" بازی یا لمس مانیتور خودش را در مقام قهرمان بازی تصور کند و تحرکی مجازی را تجربه کند.

 

 

 

 



منبع:





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان - اینترنت،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 بهمن 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

گام به گام تا ترک دروغ

 

 



 

وقتی فردی قصد دارد دروغ گفتن را کنار بگذارد ابتدا باید علت های به وجود آمدن این عادت ناپسند را شناسایی کند؛ زیرا تا وقتی متوجه نشوید دلایل دروغگویی چه هست نمی توانید یک کار ریشه ای انجام دهید و ممکن است در موقعیت هایی قرار بگیرید که دقیقا دروغگویی را تشدید می کند.

 

 

 


برخی از علت های دروغگویی را می توان بدین ترتیب برشمرد:

 

۱ - گاهی اوقات شاید شما اطلاعی درباره آثار وضعی ارتکاب دروغ ندارید. یعنی گاهی نمی دانید دروغ گفتن به عنوان یک کار حرام چه آثار نامطلوبی به همراه دارد و تنها فکر می کنید دروغ گفتن یک امر نادرست اجتماعی است که بعضی ها استفاده می کنند و بعضی ها نه. شاید اگر توجه داشته باشید این کار حرام چه پیامدهایی در زندگی فردی و اجتماعی تان دارد به خاطر اعتقاداتی که دارید آن را ترک کنید. بنابراین اطلاع از پیامدهای دروغگویی و مرور آن، خودش می تواند مانع انجام این عمل شود.

 

 

 



۲ - عامل دیگر در ترغیب فرد به دروغ گویی این است که شاید گاهی اوقات در روند زندگی یا دوران کودکی به واسطه دروغ گفتن تشویق شده است یا به نتایج خوشایندی رسیده و یا به خاطر اجتناب از یک تنبیه دروغی گفته و این باعث نهادینه شدن دروغگویی در وجود وی شده است.

 

 



۳ - گاهی آدم ها به سمت دروغگویی می روند زیرا احساس می کنند اگر دروغ بگویند ارزش و جایگاهی را پیش دیگران کسب می کنند و یا از درون احساس کمبودهایی دارند و فکر می کنند با دروغ گفتن می توانند آن کمبودها را جبران کنند در حالی که در باورهای ما عزت و احترام و ارزش پیش خداست. اگر قرار است کسی ارزشی پیدا کند خدا باید اراده کند و اگر کسی بخواهد بی ارزش شود باز هم با اراده خداست؛ بنابراین با دروغ نمی توان ارزش و جایگاه اجتماعی به دست آورد.

 

 



ناامید نشوید و تلاش کنید


دلایل دروغگویی هرچه که باشد اگر شما در پی جبران و کنار گذاشتن آن هستید موفق خواهید شد فقط باید توجه داشته باشید که این کار ممکن است مقداری طول بکشد مخصوصا اگر مدت هاست که دچار این مشکل شده اید، بدانید که باید زمان صرف کنید و زحمت بکشید تا رفته رفته این عادت را ترک کنید؛ بنابراین نباید ناامید شوید و با چند بار شکست دست از تلاش بردارید؛ زیرا اگر هدف مقدسی برای خودتان تعریف کرده باشید حتما موفق می شوید.

 

 



قدم دوم بعد از شناسایی دلایل دروغگویی این است که ببینید آیا خودتان به تنهایی می توانید از عهده درمان این مشکل برآیید یا به کمک یک کارشناس نیاز دارید.

 

 

 



در قدم سوم بررسی کنید که معمولا چه زمانی و در چه موقعیت هایی دچار دروغگویی می شوید؛ مثلا آیا در محیط کار یا در جمع دوستان یا در جمع خانواده دروغ می گویید، سپس باید مشخص کنید که فراوانی این دروغگویی چقدر است و این را به عدد و رقم در بیاورید و روی کاغذ بنویسید.

 

 

 



قدم چهارم این است که در مقطعی از زمان مثلا در یک هفته فراوانی دروغ را کم کنید، مثلا از ۵ مورد به ۲مورد برسانید. بعد شروع کنید به اجرای این برنامه و در طول هفته مرتب از خودتان مراقبت کنید که روی تصمیمتان بمانید.

 

 

 


آخرین اقدام این که در پایان مدتی که برای خود مقرر کردید محاسبه ای داشته باشید و ببینید در این مقطع چه کار کردید و چقدر در تصمیم خود موفق بودید و به همان میزان که موفق بوده اید هم از درون خود را تشویق کنید و هم از بیرون برای خود پاداشی در نظر بگیرید، مثلا کاری را که علاقه دارید انجام بدهید.

 



سپس هر مقدار که موفق بودید خدا را شکر کنید و این را نعمتی از جانب خداوند بدانید که اراده کردید و توانستید اگرچه یک مورد از دروغ ها را کم کنید و اگر هم موفق نبودید دوباره از خدا بخواهید که کمکتان کند تا در هفته دوم موفق شوید.

 

 

 

 






نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان. ترک دروغ،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7