درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ برای استفاده اولیا و دانش اموزان غنچه های زیباست
ازمون ها تمرینات ادینه و تکالیف فرزندان خود را دراین وبلاگ ببنید
شما میتوانید تکالیف و ازمون های مختلف را در وبلاگ غنچه های زیبامشاهده نمیایید
مینوعظیمی معلم کلاس اول ابتدایی
مدیر وبلاگ : مینو عظیمی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ راچگونه ارزیابی کردید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
غنچه های زیبا
چهارشنبه 15 بهمن 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

3 روش ابراز عشق به فرزند

 



 

خیلی اوقات احساس می کنید که زندگی خانوادگی با مشکلات و پیچیدگی هایی روبرو شده است. اغلب از خودمان سوال می کنیم آیا کارهایی که باید انجام دهیم تا همه اعضای خانواده عشق و حمایت ما را احساس کنند، درست هستند یا نه .. یا اینکه آیا زمان خود را به شیوه ای درست صرف می کنیم و... در نقش  والدین، فشار زیادی را متحمل می شویم تا یک زندگی زیبای خانوادگی برای بچه هایمان درست کنیم. اما این ممکن است به فراموش کردن ابتدایی ترین شیوه های ابراز عشق بی حد و مرز ما منجر شود.

 

 

خیلی از راههای ابراز علاقه به کودکان تاثیری بسیار در آنها ایجاد می کند. در واقع می توان بدون به زبان آوردن هیچ واژه و جمله ای این محبت ها را به آنها نشان داد. و هیچکدام از این محبت ها برنامه ریزی نمی خواهد. این موارد بهترین شیوه های ابراز علاقه به فرزندانتان بدون حرف زدن است.

 

 

 


 


1. در چشم آنها نگاه کنید.


این ممکن است از آنچه در اولین نگاه به نظر می رسد، سخت تر باشد. این چالشی بود که من با پنج بچه زیر 11 سال آن را تجربه کردم. متوجه شدم که وقتی با بچه هایم حرف می زنم، به تلفنم نگاه می کردم یا درحال نوشتن یک ایمیل سریع بودم. خیلی زود متوجه شدم که درحال از دست دادن آن لحظه شیرین و احساس عمیق حضوری بودم که در طول سالهای مادری پروش داده بودم. حالا وقتی بچه ها با من حرف می زنند، هرچه درحال انجام آن هستم را کنار می گذارم و مستقیما در چشم آنها نگاه می کنم. چنین چیزی برای هردو طرف ارزش بیشتری دارد و زیباترین چیز در مورد زندگیم را به من یادآوری می کند. از احساسی که در تماشا کردن چهره آنها دارم گاهی اوقات شگفت زده می شوم.

 

اگر نتوانم دست از کارم بردارم به آنها می گویم که چند لحظه زمان می خواهم تا کارم را تمام کنم برای اینکه می خواهم وقتی با آنها حرف می زنم، در صورت آنها نگاه کنم." متوجه شدم که در پی انجام این کار بچه هایم صبورتر شده اند و حضور بیشتری دارند. حتی کوچک ترین بچه ام با حوصله صبر می کند و می داند که از همه تمرکز و حواس من برخوردار خواهد شد. در تماس چشمی، حسی از تائید وجود دارد. در دنیای که بچه ها بزرگسالان را مرتب پای تلفن و مقابل کامپیوتر و تلویزیون ها می بینند، می توانیم نمونه ای از والدینی باشیم که مستقیم در چشم بچه های خود نگاه می کنند. آنها چنین روشی را در روابط خود با بقیه هم پیاده می کنند.

 

 

 

 


 
2.هیچ وقت آغوش بچه را زودتر ترک نکنید


وقتی بچه هایتان را در آغوش می گیرید، بگذارید آنها زودتر آغوش شما را ترک کنند. من این تجربه را چند سال پیش شروع کردم. این تصمیم یکی از مهمترین اقدامات من در مورد نشان دادن علاقه ام به آنها بود. عادت داشتم مثل بقیه پدر و مادرها، بچه هایم را با عجله و درحالی که حواسم پرت بود، در آغوش بگیرم و سریع سراغ کار دیگرم بروم. اما حالا وقتی آنها من را در آغوش می گیرند، اجازه می دهم تا جایی که می خواهند در آغوش من بمانند. از آنجایی که می دانند من آغوش آنها را ترک نمی کنم، فکر می کنم که خیلی عمیق تر در آغوشم می مانند.

 

گاهی اوقات آنها فقط به یک لحظه سریع علاقه نیاز دارند و بعضی وقت ها به آغوشی طولانی تر احتیاج دارند. آنچه در این کار یادگرفتم این بود که چنین چیزی به من اجازه می دهد به طریقی که هرگز قبلا به خودم اجازه اش را نداده بودم، از بچه هایم عشق بگیرم. این جزو باارزش ترین هدایایی است که می توانید به بچه خود بدهید. به آنها اجازه دهید که عشق خود را به شما ابراز کنند.

 

 


 


3. وقتی داخل اتاق می شوند، لبخند بزنید

این خیلی ساده است. اما این سوال را از خودتان بپرسید و ممکن است همه چیز متفاوت به نظر بیاید: چند دفعه به طور ناگهانی باید متوجه شویم که بچه ها در اتاقی حضور دارند؟ سرمان را بالا می کنیم و متوجه می شویم که یکی از بچه هایمان بدون اینکه کسی متوجه شود وارد اتاقی شده است.  یا گاهی وقتی متوجه ورود آنها می شویم، نگاهی سریع می کنیم و بلافاصله دوباره تلفن خود را چک می کنیم یا به کاری که داشتیم انجام می دادیم مشغول می شویم.

 

یا بدتر اینکه به آنها نشان می دهیم که موجب قطع شدن کار ما شده اند و می خواهیم آن را حس کنند. یک راه خاص که من سعی می کنم از طریق آن به بچه ام ابراز علاقه کنم، لبخند زدن به آنها در زمان ورودشان به اتاق است. می خواهم لبخند من را وقتی که وارد اتاق می شوند، به یاد داشته باشند. به عنوان پدر و مادر موقعیت های زیادی برای اصلاح و تربیت آنها داریم. ولی راههای خیلی معدودی برای محبت به آنها بدون گفتن جمله ای پیش رو داریم. اعلام آگاهی از حضور آنها با لبخند، کار آنها را ساده تر می کند. این پیام را به آنها می دهد که آنها را دوست داریم و دیدن آنها ما را شاد می کند.

 

 

 






نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تاثیرگذارترین و ناراحت کننده ترین جملات برای بچه


 

جملاتی که والدین در هنگام صحبت کردن با کودک استفاده می کنند بر روحیه و روان کودک بسیار مهم و تاثیرگذارند پس سعی کنید از گفتن برخی جملات مخرب و ناراحت کننده به آنان پیشگیری کنید!

تربیت کودک کار ساده ای نیست. شما باید در رفتار با کودکتان محتاط باشید. ما در اینجا 10 جمله‌ای را که نباید به بچه‌هایتان بگویید، برایتان آورده‌ایم.

 

 


1. «بگذار من خودم این کار را انجام می‌دهم»
طبیعی است که می‌خواهید کنترل کارهای کودکتان را به عهده بگیرید. به عنوان مثال رختخواب او را جمع کنید یا اتاق‌اش را مرتب کنید اما با این کار او هیچ گاه نمی تواند(یا نمی‌خواهد) کارهایش را خودش انجام دهد

 

.


2. «گریه نکن»
کودکان باید در بیان احساسات‌شان آزاد باشند. زمانی که به کودکتان می گویید: «گریه نکن» در واقع به او می‌فهمانید که گریه کردن اشتباه است، در صورتی که این کار طبیعی است.

 

 

 


3. «چرا نمی‌توانی شبیه… باشی؟»
هیچ چیز برای کودک دردناک‌تر از این نیست که بشنود برادر، خواهر یا دوستش بهتر از او است. به جای این کار، نقاط مثبت و منحصر به فرد او را تایید کنید.

 

 

 


4. «آیا مطمئنی که می‌‌خواهی آن را بخوری؟»
به جای قضاوت درباره کودک بهتر است درباره تغذیه و عادات غذا خوردن و ورزش کردن با او به گفتگو بنشینید.

 

 


5. «صبر کن تا… به خانه بیاید»
گفتن این جمله، 2 اشتباه به همراه دارد. اول این که تنبیه او تا زمانی که فرد مورد نظر به خانه بیاید، به تاخیر می‌افتد و او قادر است در این زمان  به کار اشتباه خود ادامه دهد. دوم این که شما با گفتن این جمله نشان می‌‌دهید که بر کودکتان تسلطی ندارید.

 

 


6. «اتفاقی نیافتاده، حال تو خوب است»
شاید برای ما یک خراش چیز بزرگی نباشد اما برای کودکتان این طور نیست. یک خراش کوچک می‌تواند بدترین اتفاقی باشد که برای او می‌افتد. به ناراحتی کودکتان اهمیت دهید اما آن را بزرگ جلوه نکنید.

 

 


7. «من قول می‌دهم»
زمانی که شما زیر قول‌تان می‌زنید، در واقع اعتماد کودکتان را از بین می‌برید. بنابراین درباره مسائلی که احتمال می‌دهید ممکن است از توان شما خارج باشد، به جای کلمه «قول می‌دهم» از «سعی خودم را می‌کنم» استفاده کنید.

 

 


8. «او… دیوانه است»
اگر شما نمی‌خواهید فرزندتان، خواهر یا برادر خود را دیوانه بخواند، شما نیز نباید دیگران را به این نام بخوانید.

 

 


9. «دلیلی برای ترس وجود ندارد»
گفتن این جمله حقیقت ترس را برای کودکتان تغییر نمی‌دهد. بهتر است به جای این جمله با فرزندتان درباره ترس اش صحبت و به او در حل این مشکل کمک کنید.

 

 


10. «منم از تو متنفرم»
ممکن است گاهی کودکتان از روی عصبانیت این جمله را به شما بگوید. در این شرایط به جای این که مانند او رفتار کنید، بهتر است به او بگویید که بر خلاف او، دوستش دارید





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 دی 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

روش‌هایی برای کنترل عصبانیت در کودکان

 


 

ما بزرگ ترها کم و بیش می دانیم با خشم مان چگونه رفتار کنیم تا کمترین آسیب را ببینیم اما باید به فرزندانمان آموزش دهیم.

 

 


کنترل خشم، حتی برای بزرگ‌ترها هم دشوار و چالش برانگیز است، اما بسیاری از ما طی سال‌هایی که در گذر عمر خود سپری کرده‌ایم، روش‌هایی برای کنترل عصبانیت یاد گرفته‌ایم و کم‌وبیش در موقعیت‌های مختلف می‌دانیم باید چه کار کنیم. براستی اگر نتوانیم از پس خشم بربیاییم، تحمل هرروز زندگی برایمان دشوارتر از دیروز خواهدبود و به همین دلیل، هر فرد عادی که می‌خواهد در این دنیا زندگی کند باید روش‌هایی برای تحلیل برآشفتگی‌های روحی خود آموخته باشد.

 


 اما تکلیف کودکان و نوجوانان چیست؟ آیا آنها هم به این حد بلوغ فکری رسیده‌اند که از قدرت تخریب خشم مطلع شده باشند و راهکاری برای آن پیداکرده باشند؟ شاید پیش خود فکر می‌کنید که آنها چندان در کوران زندگی نیستند و دلیل خاصی برای عصبانی شدن‌شان وجود ندارد. در حالی که این طرز فکر درست نیست و آنها، بخصوص در سنین بحرانی نوجوانی بشدت درگیر مسائلی هستند که به نظرشان ناعادلانه‌اند: خواهر یا برادر زورگو، مساله ریاضی بغرنج و غیرقابل حل، بی‌معرفتی دیدن از بهترین دوست، معلم کم حوصله، فشاری که والدین بر آنها وارد می‌آورند و امثال اینها، از حد کنترل یک نوجوان خارج است. برای کمک به فرزند خشمگین‌تان، راهکارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم تا با به کاربستن‌شان، به او کمکی موثر کرده باشید:

 

 


 
- عوامل تحریک‌کننده را به حداقل برسانید:

 

 اگر عواملی را می‌شناسید که قطعا فرزند شما را عصبانی می‌کنند، آنها را به حداقل برسانید. پسرعمویی زورگو، بازی تنیس، ندیدن سریال مورد علاقه و مانند اینها. درباره مواردی که احساس می‌کنید حق با اوست، به یاری‌اش بشتابید. درست است که فرزندتان در آینده با تمام این مشکلات روبه‌رو خواهدشد، اما وضع روحی‌اش در بزرگسالی با سنین بحرانی کنونی‌اش تفاوت خواهد داشت. عوامل تنش‌زا را به حداقل برسانید و به خود او هم یاد دهید که درموارد غیرضروری از شر بپرهیزد.

 

 


 
- شرایط را بخوبی مدیریت کنید

 

: هنگامی که فرزندتان عصبانی است، به دنبال انجام کاری باشید که او را آرام می‌کند. گوش کردن به آهنگ مورد علاقه اش، چند دقیقه تماشای برنامه‌ای شاد، تماس با دوستی خوب، پیاده‌روی کوتاه، رفتن به پارک نزدیک خانه و امثال اینها نمونه‌هایی هستند که می‌توانند به آرامش دختر و پسر شما کمک کنند. بهترین روش پاسخگو آن است که دراین زمینه از خود فرزندتان نظرخواهی کنید. او بهتر از هرکس می‌داند چه چیزهایی به آرامش پیداکردنش کمک می‌کنند

 

.

- مواظب سوءتفاهم‌ها باشید:

 

 عوامل زیادی برای ایجاد هر سوءتفاهم وجود دارند، اما به طور کلی دنیای کودکی و نوجوانی سرشار از سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های اشتباه است. کافی است شما برای پسر کوچک‌تان سیب پوست بکنید تا صدای پسر بزرگ‌تان از بی‌عاطفگی شما و بی‌علاقگی‌تان نسبت به او درآید. یا دخترکوچولوی تازه به دنیا آمده را بیشتر بغل کنید و تماشاگر گریه‌های بی‌امان خواهرش باشید. مادری پس از جمع کردن میز شام، پسر ده ساله‌اش را به کناری کشید و گفت: ببین، من بعد ازظهر به تو گفتم که اتاقت را مرتب کنی، آن وقت تو با بی‌تربیتی و بداخلاقی از جایت بلندشدی و در حالی که پاهایت را می‌کوبیدی و فریاد می‌کشیدی به اتاقت رفتی و در را پشت سرت کوبیدی.

 

 

 

چرا این‌قدر بی‌ادب و بداخلاقی؟ پس کی می‌خواهی دست از رفتارهای ناپسندت برداری؟ پسر جواب داد: ببین مادر، آن‌وقت که تو گفتی باید اتاقم را مرتب کنم، من داشتم برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام که یک هفته برایش لحظه شماری کرده بودم را می‌دیدم. تا برنامه شروع شد تو به من گفتی که باید بروم دنبال تمیزکردن اتاقم. تو می‌دانستی، می‌دانستی که من چقدر این برنامه را دوست دارم، و مخصوصا من را از دیدنش منع کردی. چرا من را اینقدر اذیت می‌کنی؟ من هیچ وقت ندیده‌ام این بلاها رابه سر خواهرم بیاوری. تو فقط با من بیچاره لجی!

 

 



این از همان مواردی است که صددرصد سوءتفاهم پیش آمده و مادر بدون آن که متوجه شود، آتش خشم را برای فرزندش شعله‌ور کرده و خاطره‌ای تلخ در ذهن او برجای گذاشته است. او باید به پسرش بفهماند خبرنداشته آن برنامه چقدر برایش اهمیت داشته و اگر در آینده ‌ چنین اتفاقی افتاد، پسر باید با لحنی مودبانه بگوید که در آن وقت مشغول تماشای برنامه محبوبش است و بعد از تمام شدن آن، سراغ تمیزکردن اتاقش خواهد رفت. مواظب سوءتفاهم‌ها باشید و به فرزندتان هم بگویید به جای برخورد بد، ابتدا حرفش را با لحنی درست ابرازکند تا طرفین راضی باشند.

 


 - به او کمک کنید تصویری مثبت از خود داشته باشد:

 

 دختری هربار که با برادرش بسکتبال بازی می‌کرد، می‌باخت و از این بابت بشدت خشمگین  می‌شد. روزی مادرش به او گفت: علت این عصبانی شدنت چیست؟ ‌ ابتدا دختر پاسخ درستی نمی‌داد، اما پس از چند سوال وجواب پاسخ داد: برای این که همیشه بازنده ام. من فردی بدبخت و ناتوانم. تا حالا حتی یک بار هم نشده از برادرم ببرم. در این جا وقت آن رسیده بود که مادر به کمک دخترش بشتابد. او گفت: این که برادرت بسکتبال را از تو می‌برد به دلیل ناتوانی تو نیست. تو تلاشت را می‌کنی و مرتب هم داری تمرینات مختلف بسکتبال را انجام می‌دهی. اما برادرت دو سال از تو بزرگ‌تر است و قدی بلندتر از تو دارد. طبیعی است که او همیشه برنده شود. تو هم در بازی با فرد کوتاه‌تر براحتی برنده می‌شوی.

 



تصویر ذهنی بد جزو عواملی است که باعث ایجاد خشم می‌شود. پس به فرزندتان کمک کنید نظر مثبتی راجع به خود داشته ‌ و به او بفهمانید ‌ شکست و باخت، هرگز مانع رسیدنش به موفقیت‌های بعدی نیست.





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان. کنترل عصبانیت،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 دی 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

کودکان وقتی دروغ می‌گویند که:
۱) پیش از این به خاطر راست گفتن در مورد یک مساله خاص‌، تنبیه شده باشند.
۲) قصد حفظ آبرو دارند یا می‌خواهند جلب توجه کنند.
۳) می‌خواهند راحت‌تر به مقصودشان برسند.
اما مهمتر از همه اینکه
بچه‌ها دروغ می‌گویند چون از والدین الگوبرداری می‌کنند.

 

 


 

 


چه کنیم که زندگی بر مدار دروغ نچرخد؟


۱) به بچه‌ها جرات بدهیم
بچه‌ها باید جرات راستگویی داشته باشند. اگر والدین، نسبت به آن‌چه کودک انجام داده، واکنش شدیدی نشان دهند، او، کم‌کم می‌آموزد که راست نگوید و این ذهنیت برایش بوجود می‌آید که «شاید اصلا مامان و بابا نفهمند و من هم مجازات نشوم.»



البته جرات دادن به کودک به معنای تنبیه نکردن او نیست اما مجازات، باید با عملی که کودک انجام داده، هم‌خوانی داشته باشد. اگر پدر و مادر، جزو آن دسته از والدینی باشند که در برابر کوچک‌ترین کار کودک، واکنش شدید نشان دهند، او، جرات راست گفتن را از دست می‌دهد.

 

 

 


۲) تشویق و تنبیه هم‌زمان

کودک باید بداند که در قبال کار بد یا اشتباهی که انجام داده، به‌طور قطع، مجازاتی وجود دارد، اما این مجازات، متناسب با عمل اوست، نه کم‌تر و نه بیش‌تر و مهم‌تر این‌که او باید بیاموزد که اگر دروغ بگوید، دو بار تنبیه می‌شود؛ چون به هر حال، پدر و مادر، هم متوجه کار بد و هم دروغگویی اش می شوند و او ر به خاطر هر دو مورد، تنبیه می کنند.

 


مجازاتی که برای کار بد تعیین می‌کنید، باید با مجازاتی که برای دروغ‌گویی تعیین می‌کنید، متفاوت باشد؛ چون دروغ‌گویی، اتفاقی جدید و رفتاری جداگانه است.

 



البته نباید به خاطر راست‌گویی، کودک را از تنبیه در قبال کار بدش، معاف کنید. نگران نباشید؛ این سبب نمی‌شود که او به دروغ‌گویی روی بیاورد، بلکه می‌فهمد مجازات، با عمل، متناسب است و حالت جبران دارد و حتی والدین، از او به خاطر راست‌گویی، تشکر هم می‌کنند

 

 

 

 

 

.

۳) مچ گیری نکنید

 

گاهی پدر و مادر مطمئن هستند که فرزندشان، کار اشتباهی انجام داده است، اما باز هم درباره‌اش از او سوال می‌کنند. مثلا می‌دانند که او شکلات خورده، دور دهان‌اش هم هنوز شکلاتی است، باز هم از او می‌پرسند «تو شکلاتا رو خوردی؟» و او می‌گوید: «نه».

 


وقتی والدین درباره مساله‌ای اطلاع دارند، نباید طوری سوال کنند که بچه‌ها وادار به دروغ گفتن شوند. در چنین موقعیتی می توانید از یک جمله خبری کوتاه استفاده کنید: «بدون اجازه شکلات خوردی.»


این، یعنی شما می‌دانید که او، این کار را انجام داده است. به عبارت دیگر، رفتار والدین باید طوری باشد که نشان دهند متوجه دروغگویی کودک شده اند، اما مچ‌گیری نکنند.


هرگز کودک را تحقیر نکنید و به او برچسب نزنید که «تو دروغ‌گو هستی»؛ این کار سبب می‌شود او، هویت خود را به‌عنوان یک آدم دروغ‌گو بپذیرد، به‌خصوص این‌که این مساله در جمع مطرح نشود، چون ممکن است جمع، او را سرزنش کرده و او، احساس خجالت و حقارت کند.

 

 

 

 



با کودکان، در مسیر راست‌گویی


برای از بین بردن عادت بچه‌هایی که به دروغ گفتن روی آورده‌اند، باید روش تشویق کردن را در پیش گرفت.

در مورد آن کارهایی که مطمئن هستید انجام داده، از کودک سوال کنید و وقتی جواب راست شنیدید، هم در قبال راست‌گویی و هم برای کاری که انجام داده ، از او تشکر کنید.

از نمایش و داستان کمک بگیرید و به روش غیرمستقیم راست‌گویی را به او آموزش دهید. برایش داستان‌هایی تعریف کنید که شخصیت اصلی ، در قبال راست‌گویی یا دروغ‌گویی، به سرنوشت‌های متفاوتی دچار شده و با او درباره داستان و راست و دروغ‌هایی که در آن اتفاق افتاده است، صحبت کنید

 

 

 





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 آذر 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

اطاق مرتب

 


مسئولیت پذیری ویژگی هایی دارد
* نکته بسیار مهم درباره مسئولیت این است که اجباری برای پذیرش درخواست وجود نداشته و در واقع مسئولیت، انتخابی آگاهانه است؛ درست مثل قراردادی نانوشته که همه اجزای آن برای طرفین مشخص است

 

.

* پذیرفتن مسئولیت همچنین نباید با احساس گناه یا بدهکاری، یا اعمال زور و مبارزه همراه باشد؛ بلکه باید بدون فشار مالی یا عاطفی مطرح شود. اگر فردی احساس کند با زور او را مجبور به انجام کاری کرده اند، ممکن است خود او هم چنین روشی را در پیش بگیرد؛ یعنی علاوه بر نپذیرفتن آن مسئولیت، سعی کند از طریق زورگویی یا لجبازی به خواسته های خود برسد.

 

 

 

 


به طور کلی می توان دو نوع مسئولیت پذیری را مشخص کرد: مسئولیت پذیری شخصی؛ و مسئولیت پذیری اجتماعی. مسئولیت پذیری شخصی و خانوادگی، وظایف شخصی اولیه ای هستندکه اکثر کودکان خودشان در سنین پایین انجام می دهند؛ مثل مسواک زدن، استفاده از توالت، شستن دست ها و لباس پوشیدن. برخی والدین انجام این وظایف را کافی می دانند، اما باید به کودکان وظایفی درباره کارهای خانه نیز محول کرد تا علاوه بر مسئولیت پذیری شخصی و خانوادگی، مسئولیت پذیری اجتماعی را نیز بیاموزند و در مقابل دیگران احساس مسئولیت داشته باشند.

 

 


برای زنده کردن زودتر حس زیبای مسئولیت‌پذیری در کودک، روش های زیر را امتحان کنید:
کودک تان را دست کم نگیرید: اغلب والدین کارهایی را که کودکان قادر به انجامشان هستند پایین تر از حد واقعی در نظر می گیرند. آنها حتی ممکن است کارهایی را برای کودکانشان انجام دهند که خود آنها به خوبی قادر به انجامش هستند.

 

 


وظایفی را پیدا کنید که مناسب سن کودک تان باشد: اگر وظیفه ای که به او می دهید برای سنش مشکل باشد، ناامید و دلزده خواهد شد. اما اگر کارها طوری باشند که کودک از عهده انجام آنها به خوبی برآید، به این ترتیب تشویق می شود و می خواهد کارهای بیشتری انجام بدهد.

 



به خاطر داشته باشید کلید کار «سادگی» است: کودکان خردسال عادت دارند به محدوده کوچکی توجه کنند. بنابراین انجام کارهایی را به او بسپارید که در یک محدوده کوچک باشد تا او را خسته نکند.

 


برای فرزند خود دقیقا مشخص کنید انتظار دارید چه کاری انجام بدهد: و به او نشان دهید چگونه این کار را انجام دهد.

 


کارهای کوچک به او بسپارید: وقتی کودکان انجام کارهای ساده را به عهده می‌گیرند، این احساس را دارند که در انجام کاری مفید برای خانواده مشارکت می‌کنند. بهتر است یک چارت وظایف تهیه کنید.  اگر کودک کوچک است به جای کلمات از تصاویر در این چارت استفاده کنید. این چارت می‌تواند از مسئولیت‌های کوچک مانند خاموش کردن چراغ‌های اضافی خانه تا قفل کردن در یا جمع کردن کاغذهای روی زمین باشد. فقط بگذارید  او این کارها را انجام دهد و برای رسیدن به این هدف صبور باشید. باید حواس‌تان باشد که با افزایش کارهایی که باید کودک انجام دهد، او نیاز به تشویق هم دارد.

 

 



باورشان کنید:  مدام تکرار نکنید که «تو نمی‌تونی این کار رو انجام بدی!»، «تو از پس این کار برنمیای!» بهتر است ظرفیت آنها را دریابید و متناسب با آن از آنها توقع داشته باشید. وقتی آنچه را که در توان‌شان است از آنها بخواهید،‌ آنها با حس قوی مسئولیت‌پذیری‌شان شما را شگفت‌زده می‌کنند. در این مورد آنچه مهم است تلاشی است که کودک برای انجام کار می‌کند و نتیجه کار اهمیتی ندارد.

 

 

 

اگرچه ممکن است دشوار باشد، کارهای کودک را تصحیح نکنید: تصحیح کردن، ناخودآگاه این پیام را به کودک منتقل می کند که تلاشش به اندازه کافی خوب نبوده است. بنابراین به جای توجه به مقدار کاری که انجام داده است، به تلاشش توجه کنید و از سرزنش کردن او نیز بپرهیزید

 

.

سرزنش کردن سبب می شود کودک تصور کند هرگز نمی تواند شما را راضی نگهدارد و بنابراین دست از تلاش برمی دارد. به یاد داشته باشید با گذشت زمان، کودک در کارهایش مهارت پیدا می کند، بر آنها مسلط می شود و از عهده انجام کارها بهتر برمی آید.

 

 


بگذارید آنچه می‌خواهند را به دست بیاورند:  اگر کودک‌تان یک هدیه گران‌قیمت می‌خواهد بهترین کار این است که از او بخواهید نیمی از پول آن هدیه را خودش به دست آورد و به آنها کمک کنید از مهارت‌های‌شان استفاده کنند. در این مدت شما می‌توانید بابت برخی کارهای خانه به آنها پول پرداخت کنید. مثلا اگر برای کاشتن گلی در باغچه یا شستن ظرف‌ها به شما کمک کردند، مبلغی برای‌شان در نظر بگیرید. این بهترین دادوستد برای القای حس مسئولیت‌پذیری در آنهاست

 

.

به کودکان یاد دهید اشتبا‌هات‌شان را بپذیرند:  اگر کودکان‌تان کار اشتباهی انجام دادند نه آنها را بترسانید و نه خیلی ساده از کنار آن بگذرید. قبول اشتباه یکی از بهترین راهکارها در زندگی است. این باعث می‌شود شما برای هر آنچه انجام دادید، مسئول باشید.

 


به جای جملات منفی از جملات مثبت استفاده کنید: مثلا به جای «اگر لباس های میهمانی را درنیاوری ...» از این عبارت استفاده کنید «اگر می خواهی بازی کنی اول باید لباس های میهمانی را درآوری.» بدین ترتیب اگر چند بار این جملات را تکرار کنید، انجام این کارها برای کودک به شکل عادت درمی آید و دیگر نیازی نیست کارها را مرتب به او یادآوری کنید

 

.

به یاد داشته باشید یکی از موارد اساسی در آموزش مسئولیت پذیری به کودکان، استفاده از عواقب طبیعی و منطقی رفتارهاست: کودک باید در آموزش مسئولیت پذیری بیاموزد انتخاب کند و از انتخاب خود درس بگیرد. بنابراین کاری کنید عواقب تبدیل به جریان طبیعی کم کاری کودک شوند. به عنوان مثال اگر کودک از جمع کردن اسباب بازی هایش در اتاق پذیرایی سر باز می زند، اسباب بازی های او به مدت دو روز از دسترس او دور نگه داشته شوند؛ اگر لیوان شیررا می ریزد، به او دستمالی برای تمیز کردن داده شود؛ یا اگر به خاطر اتلاف وقت سرویس را از دست می دهد، پیاده به مدرسه می رود.

 


بهتر است در هر شرایطی خونسردی خود را حفظ کنید، چرا که بروز خشم و عصبانیت فقط کارها را دشوارتر می کند: اگر فرزندتان تمایل ندارد کاری را انجام دهد، به طور واضح و فقط یک بار دیگر کاری را که قرار بوده انجام دهد به او یادآوری کنید. بهتر است این یادآوری نیز همراه با شوخی باشد.



مثل اینکه «لباس های کف اتاقت صدات می زنند کی می خواهی جوابشان را بدهی!» در مواقعی نیز که فرزندتان کارها را با شلوغ کاری و شیطنت انجام می دهد، به جای بروز خشم، برای او مشخص کنید این شلوغ کاری ها فقط برای یک بار قابل تحمل اند و برای بار دوم تنبیه در پی خواهند داشت.

 


تاکید کنید در قبال انجام کارهایش پاداشی دریافت نمی کند: کودک باید بداند مانند دیگر اعضای خانواده وظایفی دارد که باید انجام بدهد، بدون اینکه انتظار پاداشی داشته باشد. البته تشویق های کلامی را فراموش نکنید و رفتارهای پسندیده فرزندتان را جلوی خودش به زبان بیاورید. این کار باعث می شود با شور و شوق بیشتری دوباره آن کار را تکرار کند و در خاطرش ماندگار شود.

 


با همسرتان هماهنگ باشید: اگر تصمیمی گرفتید و از فرزندتان خواستید کاری را انجام بدهد، قاطعیت به خرج دهید؛ و درباره قوانین خانه و انتظاراتتان از کودک، به صورت شفاف و واضح با او صحبت کنید.

 


اگر از فرزندتان می خواهید وسایلش را سر جایش بگذارد، خودتان باید در منزل این کار را انجام دهید، و وسایل تان را دور و بر خانه پرت نکنید!





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان - اتاق مرتب،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
   
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic