درباره وبلاگ

با سلام
این وبلاگ برای استفاده اولیا و دانش اموزان غنچه های زیباست
ازمون ها تمرینات ادینه و تکالیف فرزندان خود را دراین وبلاگ ببنید
شما میتوانید تکالیف و ازمون های مختلف را در وبلاگ غنچه های زیبامشاهده نمیایید
مینوعظیمی معلم کلاس اول ابتدایی
مدیر وبلاگ : مینو عظیمی
نویسندگان
نظرسنجی
وبلاگ راچگونه ارزیابی کردید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
غنچه های زیبا
دوشنبه 28 مهر 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

تربیت تحصیلی دانش آموز

 


یادگیری دانش آموزان,رفتار با دانش آموزان

نخستین روز سال تحصیلی، خاطره‌ مشترک همه ماست. این روزها، با شادی و لبخند، خاطرات نخستین روزهای مدرسه‌ خودمان را مرور می‌کنیم. اما، اگر کمی فکر کنیم به خاطر می آوریم که آخرین روزهای تابستان، برای بسیاری از ما، آرام و غم‌انگیز بود. چیزی شبیه غروب جمعه‌ها.

 

 


احساسی که نسبت به روزهای شروع سال تحصیلی داشتیم و داریم، می‌گذرد. تلخ یا شیرین، در طول زندگی آنقدر شروعها و پایان‌های مهم را تجربه می‌کنیم، که کمتر فرصتی برای به یاد آوردن آن روزها، باقی می‌ماند. اما، آنچه در طول سال تحصیلی روی داده است، برخوردهایی که پدر و مادر و معلم، با ما داشته‌اند، فراموش نمی‌شوند. حتی اگر در ذهن هوشیار ما، باقی نمانند، در ناخودآگاه ما، می‌مانند

 

 

.
 
رفتارهای خوب، همچون دانه‌ای، جوانه‌ می‌زنند و در سالهای بعد رشد می‌کنند و رفتارهای نادرست،‌ زخم‌هایی به جان ما می‌زنند که اگر در ظاهر، التیام هم بیابد، جای آن را گاه تا پایان زندگی، می‌توان در رفتارها و تصمیم‌هایمان مشاهده کرد

 

.
 
آنچه در اینجا می‌آید، حرف‌های جدیدی نیست. بیشتر از جنس «ذکر» است. بعضی‌ حرف‌ها را باید بارها و بارها گفت و یادآوری کرد. آنقدر زیاد که جدی گرفته شود و اجرا شود. حتی وقتی هم اجرا شد، باید گفت و تکرار کرد، تا اهمیت آنها هرگز به فراموشی سپرده نشود.

 


کاش به فرزندانمان بیاموزیم که شاگرد دوم بودن، چقدر می‌تواند از شاگرد اول بودن، ارزان‌تر باشد. به آنها بگوییم که شاگرد اول بودن از شاگرد دوم بودن بهتر است، اما در تصمیم‌گیری و انتخاب و برنامه‌ریزی برای زندگی، فقط «بهتر» بودن مهم نیست. هزینه‌ی مناسب کردن هم مهم‌ است. اگر پنج ساعت درس خواندن در هفته به نمره‌ی ۱۵ و ده ساعت درس خواندن به نمره‌ی ۱۸ منتهی شود. شاید برای ۱۹ گرفتن بیست ساعت وقت لازم باشد و برای ۲۰ گرفتن چهل ساعت. وقتی که فرزند خود را وادار می‌کنیم که برای ۲۰ تلاش کند و توضیح می‌دهیم که ۱۹ برای تو خوب نیست، به او می‌آموزیم که نصف عمر مفید خود را «صرف بازی رقابت» کند.

 


او بزرگ می‌شود و به خاطر می‌سپارد که دوم بودن خوب نیست. «معاون شرکت» بودن خوب نیست و او باید «مدیر شرکت» باشد. از موقعیت خوب خود، ناراضی می‌شود. او خوب به خاطر دارد که شما تایید کرده‌اید که بیشتر وقت گذاشتن و اول شدن،‌ به همه‌ی سختی‌ها و محرومیتها می‌ارزد و او این بار،‌ همسر و فرزندانش را از حضور خودش در خانه محروم می‌کند. زود می‌رود و دیر بازمی‌گردد.

 


 
در بین دوستانش، او بهترین خانه یا بهترین ماشین را ندارد و باز یاد شما می‌افتد که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد. پس به سراغ رشوه و فساد می‌رود. چون در کارنامه‌ شغلی‌اش هم، رتبه‌ی نخست و نمره‌ی بیست را می‌خواهد.

 


 
نگویید که ما گفتیم بیست اما نه به هر قیمتی. گرفتن فرصت بازی و شادی و استراحت و رشد و یادگیری و محدود کردن افق دید فرزندان به صفحه‌ی کتاب، بالاترین قیمتی است که در آن سن، می‌توانستند پرداخت کنند و خوب به خاطر می‌سپارند که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد.
 

 


کاش وقتی فرزندمان نمره‌ی هفده را به خانه آورد، به جای اینکه بگوییم بقیه چند شدند و معدل کلاس چند بود، بپرسیم در آزمون قبلی، نمره‌ات چند شده بود؟ وقتی که یاد گرفت، معدل پایین کلاس می‌تواند توجیهی برای نمره‌ی پایین او باشد، در بزرگسالی نیز، رفتارهای نادرست بزرگ دیگران را بهانه‌ای برای رفتارهای نادرست کوچک خود خواهد کرد. او یاد می‌گیرد که وقتی دروغ گفت، در توجیهش بگوید: دیگران هم دروغ می‌گویند. بیشتر از من. او این نحوه استدلال را از ما آموخته است. اما وقتی می‌پرسیم،‌ نمره‌ی قبلی‌ات چند بود، می‌آموزد که هر کس با گذشته‌ی خودش مقایسه می شود. او مسیر رشد و پیشرفت را طی خواهد کرد،‌ بی آنکه جلوتر بودن دیگران، بی‌انگیزه‌اش کند و عقب ماندن اطرافیان،‌ در دلش شادی نهانی ایجاد کند.

 


کاش هرگز از هوش خوب او نگوییم. از تلاش زیادش بگوییم. اگر از هوشش گفتیم،‌ دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرف‌های ما از دست خواهد داد. زندگی جایی نیست که شکست یا اشتباه، اجتناب پذیر باشد. اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمی‌دهد. بلکه تصمیم می‌گیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. هر شکستی او را محکم‌تر و پرتلاش‌تر خواهد کرد. ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای تلاشش،‌ زحمت کشیده باشد. نه چیزی که با آن، به دنیا آمده باشد.

 


کاش وقتی او به خانه آمد و گفت بالاترین نمره را به دست آورده و خیلی‌ها،‌ در امتحان حتی نمره‌ی قبولی نگرفتند، به جای لبخند و تشویق، بپرسیم: چه شد که قبول نشدند؟ تو هیچ کاری نمی‌توانستی بکنی که نمره‌ی بهتری بگیرند؟ تا او بیاموزد که لذت و افتخار، زمانی معنا دارد که دیگرانی هم باشند که کمابیش در آن شریک شوند. او باید یاد بگیرد که در آینده هم، زمانی از خودرو گرانقیمت خود لذت ببرد، که دیگران، یک خودرو متوسط در اختیار داشته باشند. او باید یاد بگیرد که هیچ کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود و دانش‌آموزی که معدلش با میانگین کلاس، فاصله‌ی بسیار دارد، یا طرد خواهد شد، یا تنبل.

 


کاش به خاطر داشته باشیم، که مدرسه، در اولویت نخست، تمرین حضور در جامعه است و نه فرصتی برای کسب نمره و مدرک. مهم نیست که معلم به او نمره‌ی درستی داده یا نه. حتی مهم نیست که حقش بیشتر بوده یا کمتر. مهم آموختن این است که چگونه برای گرفتن چیزی که باور دارد حق اوست صحبت می‌کند. مهم این است که یاد بگیرد بین سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن از همان نقطه، آغاز می‌شود... .

 





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 مهر 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       


چگونه فرزندم را به مدرسه علاقه‌مند كنم؟


علاقه به مدرسه,درس خواندن,علاقه به درس,علاقه مند کردن کودکان به درس خواندن

فرق نمی‌كند در چه سن و سالی باشی، وقتی صدای قدم‌های پاییز در كوچه‌ها طنین‌ می‌اندازد، بی‌اختیار خاطرات شیرین روزهای مدرسه و شیطنت‌های پشت میز و نیمكت در ذهن یادآور می‌شود. این روزها برای بعضی شیرین و برای برخی دلهره آور است؛ چون با پایان شهریورماه و نزدیک شدن فصل هزار رنگ، دانش‌آموزانی هستند كه هنوز دوست ندارند پاییز از راه برسد! آن‌ها علاقه‌ای نسبت به رفتن مدرسه ندارند و لحظه لحظه‌های روزهای پایانی تابستان را با بی‌میلی می‌گذرانند! در این نوشتار نکاتی جهت علاقه مندی کودکان به مدرسه بیان می‌گردد.

 

 
محیط مدرسه

 
به نظر می‌رسد زمان حضور كودكان در مدرسه، برخی والدین مسئولیتی بر دوش خود احساس نمی‌کنند! اگر والدین نقش فعال‌تری ایفا كنند نه تنها كودكان به تحصیل ترغیب می‌شوند بلكه نگرانی خود آن‌ها نیز كاهش می‌یابد. اولین کاری که با بازگشایی مدارس باید انجام دهید اینست که از محیط تحصیل و كلاس فرزندتان دیدن كنید. با آموزگار کودکتان صحبت نمایید و از وی اجازه بگیرید ساعاتی را در كلاس درس بگذرانید.


 
با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد را در تقویم علامت بگذارید، مثلاً به کودک بگویید: «این هفته قراره تمام بچه‌های کلاس رو برای بازدید از یک نمایشگاه ببرند. فکر می‌کنی چه چیزای تازه‌ای ببینی؟ یادت باشه همه چیز رو برام تعریف کنی.

»

 کمی هوشیارتر باشید


 اگر دلیل خاصی برای بی علاقه گی یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و دقیق‌تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه با او صحبت کنید و عکس‌العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی‌اش می‌شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند

.


 چگونه فرزندم را به مدرسه علاقه‌مند كنم؟


 همچنین با معلمش درباره روش‌هایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت نمایید. در حقیقت با کار گروهی می‌توان، بی علاقه گی دانش آموز را درباره مدرسه کم کرد؛ از جمله تشویق‌های معلم، داوطلب شدن کودک برای انجام امور کلاس، زنگ تفریح و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته جهت صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین، شما هم به عنوان والدین برای انجام كارهای مدرسه همراه فرزندتان داوطلب شوید. این كار به دانش آموزان نشان می‌دهد كه تحصیل مقوله‌ای ارزشمند است. با استفاده از چنین روش‌هایی کودکان دیگر نسبت به رفتن مدرسه بی علاقه نیستند و روز به روز احساس رضایت بیشتری خواهند داشت.


 
شرایط درس خواندن را فراهم سازید

 
غالباً برخی والدین خود را از آموزگار و مدرسه فرزندشان جدا می‌دانند؛ شما این گونه نباشید. هدف شما اینست كه فرزندانتان- چه كودك و چه نوجوان- در مدرسه احساس امنیت و راحتی كنند و درس‌ها را به خوبی یاد بگیرد. چنین امری امکان پذیر نیست مگر این که در انجام تکالیف و درس خواندن موفق باشد. پس شما باید شرایط خوبی برای او فراهم سازید. با قدم گذاشتن فرزندتان به مدرسه هر روز از وی بپرسید كه باید چه تكالیفی را انجام دهد و برایش فضای مناسبی جهت انجام تكالیف مدرسه فراهم كنید. محیطی آرام را در نظر بگیرید که دارای نور کافی و امکاناتی مناسب است تا فرزندتان بتواند بر انجام تکالیف متمرکز شود. در صورت لزوم می‌توانید به راهنمایی او بپردازید و از انجام تكالیفش مطمئن شوید.



 علاوه بر موارد ذکر شده، نکاتی دیگر نیز مفید است:

 شب‌ها زمان خاصی را برای رفتن فرزندتان به بستر تعیین كنید. كودكانی که شب‌ها زود می‌خوابند صبح‌ها نیز زودتر بیدار می‌شوند و سرحال هستند.


اگر مدرسه فرزندتان اونیفورم خاصی ندارد لباس‌های مناسبی برایش در نظر بگیرید. لباس‌ها و کفش‌هایی را انتخاب كنید كه كودك در آن‌ها احساس راحتی كند.



 چگونه فرزندم را به مدرسه علاقه‌مند كنم؟


 مراقب وسایلی كه كودکتان به مدرسه می‌برد باشید. اجازه ندهید فرزندتان اسباب بازی، بازی‌های ویدئویی، وسایل الكترونیكی و... را به مدرسه ببرد؛ در غیر این صورت نمی‌تواند بر روی یادگیری متمركز شود. همیشه محتویات كیف دانش آموز را بررسی كنید.


 خوراکی‌های سالم و مغذی برای فرزندتان آماده نمایید. خوراکی‌هایی که حاوی پروتئین و کربوهیدرات‌های پیچیده است؛ مانند هویج، پنیر، كلوچه خشك، آب میوه طبیعی، میوه و...


  پدر و مادر می‌توانند درباره مدرسه و مسائلی كه برای فرزندشان پیش آمده از وی سۆال كنند. هنگام صرف شام فضای گرم و صمیمانه‌ای بین اعضای خانواده حاکم می‌شود و زمان مناسبی است كه والدین با کودک صحبت نمایند.





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 مهر 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

چگونه فرزندم را به مدرسه علاقه‌مند كنم؟


علاقه به مدرسه,درس خواندن,علاقه به درس,علاقه مند کردن کودکان به درس خواندن

فرق نمی‌كند در چه سن و سالی باشی، وقتی صدای قدم‌های پاییز در كوچه‌ها طنین‌ می‌اندازد، بی‌اختیار خاطرات شیرین روزهای مدرسه و شیطنت‌های پشت میز و نیمكت در ذهن یادآور می‌شود. این روزها برای بعضی شیرین و برای برخی دلهره آور است؛ چون با پایان شهریورماه و نزدیک شدن فصل هزار رنگ، دانش‌آموزانی هستند كه هنوز دوست ندارند پاییز از راه برسد! آن‌ها علاقه‌ای نسبت به رفتن مدرسه ندارند و لحظه لحظه‌های روزهای پایانی تابستان را با بی‌میلی می‌گذرانند! در این نوشتار نکاتی جهت علاقه مندی کودکان به مدرسه بیان می‌گردد.

 

 
محیط مدرسه 

 
به نظر می‌رسد زمان حضور كودكان در مدرسه، برخی والدین مسئولیتی بر دوش خود احساس نمی‌کنند! اگر والدین نقش فعال‌تری ایفا كنند نه تنها كودكان به تحصیل ترغیب می‌شوند بلكه نگرانی خود آن‌ها نیز كاهش می‌یابد. اولین کاری که با بازگشایی مدارس باید انجام دهید اینست که از محیط تحصیل و كلاس فرزندتان دیدن كنید. با آموزگار کودکتان صحبت نمایید و از وی اجازه بگیرید ساعاتی را در كلاس درس بگذرانید.

 
با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد را در تقویم علامت بگذارید، مثلاً به کودک بگویید: «این هفته قراره تمام بچه‌های کلاس رو برای بازدید از یک نمایشگاه ببرند. فکر می‌کنی چه چیزای تازه‌ای ببینی؟ یادت باشه همه چیز رو برام تعریف کنی.»


 کمی هوشیارتر باشید


 اگر دلیل خاصی برای بی علاقه گی یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و دقیق‌تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه با او صحبت کنید و عکس‌العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی‌اش می‌شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند.


چگونه فرزندم را به  مدرسه علاقه‌مند كنم؟

 همچنین با معلمش درباره روش‌هایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت نمایید. در حقیقت با کار گروهی می‌توان، بی علاقه گی دانش آموز را درباره مدرسه کم کرد؛ از جمله تشویق‌های معلم، داوطلب شدن کودک برای انجام امور کلاس، زنگ تفریح و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته جهت صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین، شما هم به عنوان والدین برای انجام كارهای مدرسه همراه فرزندتان داوطلب شوید. این كار به دانش آموزان نشان می‌دهد كه تحصیل مقوله‌ای ارزشمند است. با استفاده از چنین روش‌هایی کودکان دیگر نسبت به رفتن مدرسه بی علاقه نیستند و روز به روز احساس رضایت بیشتری خواهند داشت.

 
شرایط درس خواندن را فراهم سازید 

 
غالباً برخی والدین خود را از آموزگار و مدرسه فرزندشان جدا می‌دانند؛ شما این گونه نباشید. هدف شما اینست كه فرزندانتان- چه كودك و چه نوجوان- در مدرسه احساس امنیت و راحتی كنند و درس‌ها را به خوبی یاد بگیرد. چنین امری امکان پذیر نیست مگر این که در انجام تکالیف و درس خواندن موفق باشد. پس شما باید شرایط خوبی برای او فراهم سازید. با قدم گذاشتن فرزندتان به مدرسه هر روز از وی بپرسید كه باید چه تكالیفی را انجام دهد و برایش فضای مناسبی جهت انجام تكالیف مدرسه فراهم كنید. محیطی آرام را در نظر بگیرید که دارای نور کافی و امکاناتی مناسب است تا فرزندتان بتواند بر انجام تکالیف متمرکز شود. در صورت لزوم می‌توانید به راهنمایی او بپردازید و از انجام تكالیفش مطمئن شوید.



 علاوه بر موارد ذکر شده، نکاتی دیگر نیز مفید است:

 شب‌ها زمان خاصی را برای رفتن فرزندتان به بستر تعیین كنید. كودكانی که شب‌ها زود می‌خوابند صبح‌ها نیز زودتر بیدار می‌شوند و سرحال هستند.


اگر مدرسه فرزندتان اونیفورم خاصی ندارد لباس‌های مناسبی برایش در نظر بگیرید. لباس‌ها و کفش‌هایی را انتخاب كنید كه كودك در آن‌ها احساس راحتی كند.


 چگونه فرزندم را به مدرسه علاقه‌مند كنم؟


 مراقب وسایلی كه كودکتان به مدرسه می‌برد باشید. اجازه ندهید فرزندتان اسباب بازی، بازی‌های ویدئویی، وسایل الكترونیكی و... را به مدرسه ببرد؛ در غیر این صورت نمی‌تواند بر روی یادگیری متمركز شود. همیشه محتویات كیف دانش آموز را بررسی كنید.


 خوراکی‌های سالم و مغذی برای فرزندتان آماده نمایید. خوراکی‌هایی که حاوی پروتئین و کربوهیدرات‌های پیچیده است؛ مانند هویج، پنیر، كلوچه خشك، آب میوه طبیعی، میوه و...


  پدر و مادر می‌توانند درباره مدرسه و مسائلی كه برای فرزندشان پیش آمده از وی سۆال كنند. هنگام صرف شام فضای گرم و صمیمانه‌ای بین اعضای خانواده حاکم می‌شود و زمان مناسبی است كه والدین با کودک صحبت نمایند.





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 تیر 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

دروغگویی

 

دلایل دروغ گویی

با این که دلایل دروغ گویی در کودکان بسیار متعدد است اما می توان به بخشی از آن ها اشاره کرد.

 

** در اولین درجه بهتر است به تمایز قائل نشدن بین واقعیت و تخیل اشاره کنیم زیرا تعداد زیادی از کودکان دروغ نمی گویند بلکه ذهنیات خود را بر زبان می آورند اما والدین با واکنش عجولانه و اشتباه سعی می کنند گفته کودک را تصحیح کنند و او را از دروغ گویی برحذر دارند.

 

**گاهی والدین، دروغ را آموزش می دهند. به عنوان مثال در حضور او از ویژگی در کودک صحبت می کنند که فاقد آن است. اگر به کودک اجازه ندهیم در جمع اظهار نظر کند و او را به سکوت وادار کنیم، او به دروغ گفتن روی می آورد؛ عملی که بعضی از والدین ناآگاهانه آن را انجام می دهند.

 

** دروغ گویی نشانه اغتشاش درونی و نبود امنیت روانی در کودک است، وقتی که فرد کودک یا بزرگسال خود را در معرض خطر یا تهدید ببیند اگر شیوه صحیح با آن را نداند، به اشتباه سعی می کند با دروغ گفتن احساس امنیت و آرامش پیدا کند.

 

** گاهی کودک احساس عزت نفس نمی کند و درد حقارت باعث می شود برای ترمیم شخصیت خود دروغ بگوید. در واقع آنچه در دروغگویی کودکان مایه نگرانی است این است که شخصیت واقعی کودک را به یک شخصیت غیرواقعی تبدیل می کند. در چنین شرایطی زمینه بروز اختلالات شخصیتی و ناسازگاری های اجتماعی در کودک ایجاد می شود و سلامت روانی وی به خطر می افتد. طبیعی است که نمی توانیم نقش محیط اجتماعی را در شکل گیری شخصیت کودک نادیده بگیریم زیرا کودک از همه سو تحت تاثیر محیط پیرامون و الگوهایی است که در مقابل او قرار دارند. اگر والدین الگوی خوبی نباشند و در مقابل کودک دروغ بگویند، طبیعی است که کودک مانند آن ها رفتار خواهد کرد.

 

** گاهی بچه ها برای آزمودن والدین دروغ می گویند تا واکنش آنها را بسنجند. در چنین مواقعی لازم است والدین به جای نشان دادن واکنش تند و شدید، تلاش کنند تمرکز کودک را از روی موضوع دروغگویی به راستگویی معطوف کنند.

 

** گاهی اوقات هم ، کودکان برای بدست آوردن چیزی که می خواهند و یا وقتی می دانند کار اشتباهی کرده اند برای آنکه تنبیه نشوند دروغ می گویند.

 

چگونه تشخیص می دهید که فرزندتان دروغ می گوید؟

این سۆالی نیست که به راحتی بتوان جواب داد به خاطر اینکه بچه ها با یکدیگر فرق دارند. چندین راهنمایی وجود دارد:

 

1) به چهره آنان نگاه کنید وقتی آنان واقعیت را می گویند آرامش دارند در صورتیکه بسیاری از بچه هاوقتی دروغ می گویند عصبی و ناراحت هستند.

 

2) ساده بودن گفتار :دروغ تمرین شده و با آب و تاب گفته می شود.

 

3) منطقی بودن: دروغ به دروغ بیشتری برای پشتیبانی شدن نیاز دارد بنابراین با هم تناقض پیدا می کنندو بی مفهومند .

 

چه کنیم؟

اولین گام برای مقابله با دروغگویی کودکان افزایش اطلاعات و آگاهی ما به عنوان والد است. لازم است درباره رفتارهای کودک و دلایل دروغگویی اش آگاهانه تصمیم گرفت. هرگز نباید کودک را دروغگو خطاب کرد. این القاب منفی باعث از دست رفتن اعتماد به نفس وی می شود و او را به سمت دروغگویی بیشتر ترغیب می کند. لازم نیست بگویید این چندمین بار است که دروغ می گویی. کافی است بفهمید که کودکتان بدون اعتراف به دروغگویی، دروغ گفته است. اگر می دانید دروغ گفته است از او نخواهید اعتراف کند. این کار او را جری تر می کند.

 

اگر درباره فرود آمدن یک بالگرد در خیابان حرف می زند از او درباره چگونگی هدایت بالگرد و ... بپرسید. به تصورات ذهنی او پر و بال بدهید نه این که او را متهم به دروغگویی کنید. همچنین او را به دروغگویی تشویق نکنید. اگر کاری که خواسته بودید انجام نداده است درباره آن سوال نکنید تا مجبور به دروغ گفتن نشود. کافی است تذکر بدهید که کارش را هنوز انجام نداده است.

 

بیان ارزش صداقت بهتر از تکرار مضرات دروغگویی است، به کودک اجازه دهید لذت راستگویی را بچشد تا مزه تنبیه دروغگویی را، همچنین بگذارید احساسات خود را به هنگام انجام رفتار درست یا نادرست به زبان بیاورد در این صورت شما بهتر می توانید ریشه دروغگویی وی را شناسایی کنید.



وقتی صداقت دشوار است

 

مهم است که بدانید چرا کودک دروغ می گوید:

شاید درباره نمره اش دروغ می گوید زیرا احساس می کند تحت فشار قرار می گیرد و از ترس عواقبی که نمرات پایین به دنبال دارد، واقعیت را پنهان می کند. بنابراین او قربانی رفتار نادرست والدین خود شده است. اگر متوجه این وضعیت شدید با او صحبت کنید و درحالی که همه جانبه از او حمایت می کنید، دلایلش را بشنوید. در این جا هر دو باید تغییر رفتار دهید.

 

تاثیر مستقیم والدین بر گرایش کودکان به دروغگویی یا راستگویی

واکنش شدید و تند والدین در مواجهه با دروغگویی کودک باعث می شود کودک نقطه ضعف والدین را پیدا کند و با شناخت حساسیت والدین نسبت به این موضوع، از دروغ برای جلب توجه آنها استفاده کند. در بعضی موارد این والدین هستند که کودکان را تشویق به دروغ گفتن می کنند. ارائه واکنش غیرمنطقی و تند نسبت به دروغگویی یا خیال پردازی کودک، ارائه ندادن الگوی مناسب، پنهان کاری در مقابل کودک، ناآگاهی نسبت به تاثیر گفتار والدین بر کودک، باعث می شود کودک از آن به عنوان حربه ای برای توجیه رفتارهای خود و رسیدن به اهدافش استفاده کند.





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 فروردین 1393 :: نویسنده : مینو عظیمی       

اگر فرزندتان در درس خواندن تمرکز ندارد بخوانید

 

 

 

 

 

 

 

این یک برنامه عالی برای کشف علت ضعف تمرکز کودک است؛ کافی است به کارهای روزمره او نگاهی بیندازید.

-----------------------------------------------

بعضی از بچه ها هنگام بازی و درس خواندن، تمرکزشان را از دست می دهند. این نشانه ها می تواند به صورت افکار بی

 ثبات، بی قراری، بی توجهی در حالتی که با فردی صحبت می کنند و فراموش کردن زمان بروز کند. گاهی این رفتارها برای پدر و مادر آزاردهنده اند اما بی توجهی به این مساله، قطعا آثار جبران ناپذیری خواهد داشت...

-----------------------------------------------

 

تمرکز داشتن، در واقع توانایی افراد برای انجام کاری خاص در زمانی مشخص است. نداشتن این توانایی دلایل مختلفی دارد اما مهم ترین آنها به سن و سلامت کودک مربوط می شود.

--------------------------------------------------

 

نتایج تحقیقات در زمینه آموزش هم نشان داده تمرکز داشتن یک عامل مهم و اصلی در تحصیل محسوب می شود. شما به عنوان والدین کودک باید با بررسی به این نکته برسید که چه عواملی باعث از دست دادن قدرت تمرکز فرزندتان می شود. در ادامه به نکته هایی اشاره می کنیم که شاید یکی از آنها علت نداشتن تمرکز کودکتان باشد.

 

-------------------------------------------------------

خواب کم : خستگی و خواب کم از عوامل مهم و تاثیرگذار در نداشتن تمرکز است. توجه به میزان کافی خواب کودک، در داشتن تمرکز کمک موثری خواهد بود.

 

 

 

---------------------------------------------------------

نداشتن انگیزه و علاقه : اگر فرزندتان به کاری که انجام می دهد علاقه ای نداشته باشد، احتمال اینکه تمرکزش را هنگام انجام آن از دست دهد، بسیار زیاد است.

 

--------------------------------------------------------

سلامت فیزیکی : سلامت جسمی، از دیگر عواملی است که اگر فرزندتان آن را نداشته باشد، غیرمستقیم روی تمرکزش اثر می گذارد. شما باید برنامه غذایی فرزندتان را طوری تنظیم کنید که تمام گروه های غذایی در آن گنجانده شده باشد.

 

-------------------------------------------------------

شرایط محیطی : گاهی محیط اطراف کودک و شلوغی بیش از حد تمرکز او را از بین می برد، پس به این نکته هم توجه کنید.

 

 

 

--------------------------------------------------------

مشکل با معلم : برخی از کودکان به دلایل نامعلومی از معلمشان خوششان نمی آید. شما باید به هر طریقی که می توانید، این مشکل را حل کنید چه با گفت وگو با معلم و چه با خود کودک زیرا این عامل تاثیر بسزایی در نداشتن تمرکز او دارد.

 

 

-----------------------------------------------------

حواستان به کودکتان باشد : این یک برنامه عالی برای کشف علت ضعف تمرکز کودک است؛ کافی است به کارهای روزمره او نگاهی بیندازید. ممکن است برای این کار مجبور شوید چند روز بسیار دقیق باشید یا حتی از کارهای او یادداشت برداری کنید. وقتی دیدید در حالتی است که انگار روی آب شناور مانده، مطمئن باشید تمرکزش را از دست داده و این حالت را ممکن است هنگام بازی در حیاط یا تماشای تلویزیون یا انجام تکالیفش ببینید.

 

 

-------------------------------------------------

هدیه : وقتی متوجه می شوید فرزندتان به هر دلیلی دچار از دست دادن تمرکز شده و در دنیای خودش غرق است، باید از راهکاری استفاده کنید که او را به دنیای حقیقی بازگردانید و چه کاری بهتر از دادن یک هدیه؟ این کار باعث می شود غیرارادی تمرکزش را به دست بیاورد.

 

 

-----------------------------------------------------

شطرنج: این بازی باعث افزایش تمرکز و حتی افزایش قدرت تخیل کودک می شود.

 

----------------------------------------------------

بازی های رایانه ای: کمک به توسعه مهارت های فکری، افزایش قدرت تخیل و تمرکز از ویژگی های مثبت بازی های رایانه ای است.

 

 

---------------------------------------------------

قصه گویی: این کار به کودک کمک می کند قدرت تمرکز، خلاقیت و دید خود را افزایش دهد.

 

 

---------------------------------------------------

 

 

 

 

 





نوع مطلب : روانشناسی کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    ...   3   4   5   6   7   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic